CINEMARCH

سفرنامه استانبول۵

ساختار شهری استانبول تاریخی

شکل سه‌گوشه بستر طبیعی استانبول کهن، زمینه‌ساز پیدایش شکل شهری خودویژه‌ای برای آن شده است. این سه‌گوشه از لبه‌های شمالی و جنوبی، با دو گستره آبی (خلیج و دریای مرمره) همسایه است. نوک باریک گوشه خاوری آن، به شکل دماغه‌ای در پیوندگاه دو گستره آبی یادشده جای دارد و لبه باختری سه‌گوشه، تنها مرز زمینی آن با خشکی است. به این‌سان، همه راههای زمینی که از این لبه به شهر می‌رسند، با گذر از دروازه‌های بارو، در پهنه درون شهر به‌شکلی همگرا به‌سوی دماغه خاوری، که از دیرباز کانون زندگی و جنب‌وجوش شهری بوده‌است، پیش‌می‌روند. در این‌میان، دو گذری که دروازه‌های ادیرنه‌کاپی و توپکاپی را به مرکز شهر می‌پیوسته‌اند و امروزه خیابانهای فاتح و ملت بر روی آنها کشیده شده‌اند، دو گذر اصلی شهر کهن بوده‌اند. راههای دروازه‌های دیگر، گذرهایی هستند که راههای دسترسی بخشهای درونی بافت شهری بوده‌اند و با پیوستن به دو گذر اصلی یادشده، به هسته کانونی شهر کهن می‌رسیده‌اند. به این‌سان، در الگوی گذربندی بافت کهن شهر، با آرایشی شعاعی روبه‌رو هستیم که از دروازه‌ها به‌سوی هسته مرکز شهر کشیده شده‌است. در آرایش شعاعی یادشده، گذرهای بالا در جایی که امروزه میدان آک‌سرای نامیده می‌شود، به‌هم‌می‌رسند و به‌شکل یک راه اصلی درمی‌آیند. این راه، با گذشتن از برابر و کنار شمار چشمگیری از یادمانها و فضاها و مکانهای کارکردی، به میدان سلطان‌احمد، در هسته کهن دیرینه استانبول می‌رسد و از آنجا با چرخشی به شمال، به کناره خلیج و اسکله امینونو می‌رسد.

میدان آک‌سرای، یک فضای شهری آشفته و بی‌شکل امروزی است که در نقطه برخورد خیابانهای یادشده با خیابان شمالی - جنوبی آتاتورک پدید آمده و کلاف درهم‌پیچیده ای از راههای روگذر - زیرگذر سواره و خط تراموا را در خود جای داده‌است. آک‌سرای، يکی از اصلی‌ترين کانونهای رفت‌وآمدی هسته تاريخی استانبول امروز است. خط متروی زيرزمينی مرکز شهر - فرودگاه، از اينجا آغاز می‌شود؛ خط تراموای روزمينی مرکز شهر از اين ميدان می‌گذرد؛ و از همه بالاتر، ميدان آک‌سرای، درآيگاه کانون فرهنگی - تاريخی مرکز استانبول به‌شمار می‌رود. خیابان آتاتورک نیز، همانند با دو خیابان پیش‌گفته، بر روی گذر کهنی که دروازه ینی‌کاپی (در کناره دریای مرمره) را به مرکز شهر پیوند می‌داده ساخته شده‌است. بخش شمالی این خیابان، همسان با گذر کهنی که در گذشته از آنجا می‌گذشت، در اون‌کاپانی به کناره خلیج می‌رسد و بازهم مانند گذشته، با پلی بر روی خلیج، هسته کهن شهر را به بخش شمالی آن - گالاتا و بی‌اوغلو - می‌پیوندد.

نقشه ۱۸۰۷ استانبول (در بخش سوم سفرنامه)، به‌روشنی نشان می‌دهد که بخش گالاتا و بی‌اوغلو، پيشينه چندان دور و درازی ندارد و همانا در دو سده گذشته شکل‌گرفته‌است. بيشتر مردم اين بخش، مسيحی بوده‌اند و از همين‌رو، همه نمايندگيهای کشورهای اروپايی در سده ۱۹ و دهه‌های آغازين سده ۲۰ (که آنکارا به پايتختی برگزيده‌شد.)، در اين بخش استانبول جای گرفته‌بودند. تنها يادمان تاريخی کهنسال بخش بی‌اوغلو، برج سنگی گالاتا است. اين برج، که در سده ۱۴ م. در جای برجی کهنتر بازساخته شده‌است، با بلندی بيش از ۶۰ متر از کف زمين پای برج، يکی از جاهايی است که در روز به‌گونه‌ای؛ و در شب نيز به‌گونه‌ای ديگر، جهانگردان و گردشگران را به‌سوی خود می‌کشاند. در روز، با پرداخت ۶ميليون لير ترک (نزديک به ۳۹۰۰ تومان)، می‌توان با آسانسور به بالای برج رفت و از راهروی باريک زير کلاهک آن، چشم‌اندازهای بی‌مانندی از جای‌جای شهر (بوسفور، خليج، هسته تاريخی، بی‌اوغلو، ...) را نگريست. شب‌هنگام نيز، دو طبقه بالا، افزون بر چشم‌انداز شبانه شهر، باشگاهی برای خوردن، نوشيدن و ديدن رقص عربی است؛ با هزينه‌ای بسيار گزافتر از بازديد روزانه. اما برج گالاتا به‌کنار، همگی بافت شهری پيرامون آن تا شمال بی‌اوغلو، که فرآورده فرهنگ سده نوزدهمی اروپاست، با انبوه ساختمانهای برخوردار از معماری شهری خودويژه، بخشی ديدنی از هسته مرکزی استانبول است؛ و نمونه‌های همسان با آن را، تنها در هسته‌های تاريخی شهرهای کهن اروپا می‌توان ديد.

بستر طبيعی بی‌اوغلو، تپه‌ای است که از کناره بوسفور و خليج، با شيب تندی بالامی‌رود و برای رسيدن بر فراز آن، ناگزير راههايی را بايد پيمود که با شيب کمتر به گرد تپه کشيده شده‌اند و با پیش‌روی در پيرامون تپه، از شمال به بالای آن می‌رسند. راههای دسترسی به بالای تپه از جنوب آن، گذرهای کهن باريک و پرشيبی هستند که درشکه و کالسکه اسبی هم نمی‌توانند از آنها بالاروند و تنها می‌توان پياده آنها را پيمود. در اين چارچوب است که در نيمه دوم سده ۱۹م.، که هنوز خودروهای موتوری همگانی نشده‌بودند، يک مهندس فرانسوی به‌نام اوژن آنری گالان Eugene Henri Galand، در سال ۱۸۷۵م. يکی از نخستين متروهای زيرزمينی اروپا را، که شايد کوتاهترين در جهان باشد، در زير شيب جنوبی تپه ساخت. اين مترو، که تونل نام‌دارد، با گذرگاهی زيرزمينی به‌درازای ۵۷۰ متر، از نزديکی خيابان ترسانه (در کناره خليج) آغاز می‌شود و به ايستگاه شمالی خود در سر جنوبی خيابان استقلال می‌رسد. با بيرون آمدن از ايستگاه شمالی تونل، خود را در درآيگاه جنوبی راستای شهری خيابان استقلال می‌يابيم و با تراموای برقی کندرويی روبه‌رو می‌شويم که در خيابان استقلال رفت‌وآمد می‌کند و با آن می‌توان تا سر شمالی خيابان - ميدان تقسيم - رفت. امروزه اما، افزون بر تونل و تراموای کندرو، به‌شکل سواره نيز می‌توان به ميدان تقسيم رسيد. ميدان تقسيم، که همانا پيوندگاه دو بخش کهن و امروزی شهر است، مهمترين کانون رفت‌وآمدی استانبول به‌شمار می‌رود و درآيگاه شمالی خيابان استقلال، پراهميت‌ترين کانون فرهنگی - تفريحی استانبول، است. تا گذشته‌ای نه‌چندان دور، آب آشاميدنی اين بخش از استانبول، که از راه چند جوی از بخشهای شمالی بيرون شهر می‌آمد، در جايی که امروزه ميدان تقسيم ناميده می‌شود، گردآوری و سپس از آنجا به بخشهای گوناگون بافت شهری پخش می‌شد. از همين‌رو، نام تقسيم Taksim بر آن نهاده شده‌است.

بخشی از آلبوم عکسهای استانبول:

بارو و دروازه‌ها

بازار سرپوشيده

يادمانهای تاريخی

چشم‌اندازهای شهری 

+ يعقوب رشتچيان ; ٧:٠۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳
comment نظرات ()