CINEMARCH

سفرنامه استانبول۹

گردشگاهها و چشم‌اندازها

يکی از ويژگيهای بسيار دلپذير استانبول اين است که، با بيرون رفتن از گستره مرکز شهر، شمار بی‌پايانی از گردشگاههای کم‌مانند و يکه، آدمی را به‌سوی خود فرامی‌خوانند. گردشگاههای دور و نزديک شهر چنان فراوان و پرشمارند که ديدن همه آنها، نياز به هفته‌ها زمان دارد. در اين‌ميان، جزيره‌های دريای مرمره، گردش دريايی در تنگه بوسفور و جنگل چامليجا، از ديدنی‌ترينها به‌شمارمی‌روند.

جزيره‌‌های دريای مرمره

در فاصله‌ای نه‌چندان دور از شهر، در ميانه دريای مرمره، شش يا هفت جزيره هست که چهارتای بزرگتر آنها، از ديرباز آباديهايی را در خود جای‌داده‌اند. ترکها، به اين جزيره‌ها، آدالار (به‌معنای جزيره‌ها) می‌گويند و اروپاييها نيز آنها را جزيره‌های پرنسس می‌نامند. بزرگترين آنها به‌نام بويوک آدا (جزيره بزرگ)، که ديدنی‌ترين آنها نيز هست، گستره پست‌وبلندی است پوشيده از جنگلهای کاج؛ و از فراز آن چشم‌انداز استانبول را در دو کناره دريای مرمره می‌توان ديد. آبادی اصلی جزيره، که مسيحی‌نشين است، در کناره دريا و در پست‌ترين بخش جزيره جای‌گرفته‌است. بسياری از ساختمانهای آبادی، هنوز ويژگيهای معمارانه ساختمانهای چوبی استانبول را دارند گذشته از دو يا سه خودروی موتوری شهرداری و پليس و ...، هيچ خودروی ديگری در جزيره نيست؛ و بوميان بيشتر با دوچرخه رفت‌وآمد می‌کنند. از همين‌رو، جزيره از آرامش دلپذيری برخوردار است و بسياری از پولداران استانبول، ويلايی تابستانی در جزيره دارند. در روزهای پايان هفته، انبوهی از شهروندان استانبول، همراه با جهانگردان بی‌شماری که در استانبول به‌سرمی‌برند، روی به آنجا می‌آورند و هنگامه‌ای برپامی‌شود ديدنی. درشکه اسبی، تنها خودرويی است که گردشگران را، به بالاترين نقطه جزيره و به مجموعه پذيرايی ساخته‌شده در آنجا می‌رساند. اما برای سوارشدن به درشکه، گاه بايد ساعتی در صف ايستاد و ما بهتر آن ديديم که پياده برويم. هر ۱۵ دقيقه، يک قايق بزرگ از اسکله سرکه‌چیSirkeci به‌سوی جزيره‌ها به‌راه می‌افتد؛ در يکايک جزيره‌ها پهلو می‌گيرد و پس از دو ساعت، به ايستگاه پايانی در بويوک‌آدا می‌رسد. همزمانی سفر ما به استانبول با روزهای تبليغات برای گزينش شهرداران شهرهای ترکيه، چنان پيش آورد که با پياده‌شدن از قايق و در آستانه ميدانگاه بيرون اسکله، با آوای موسيقی و انبوه مردم رقصان و پايکوبان روبه‌رو شديم. شامگاه که در راه بازگشت، به اسکله رسيديم، پايکوبی همچنان برپا بود و مردم خستگی نمی‌شناختند.

چامليجا

در زبان ترکی، درخت کاج را چام می‌گويند و چامليجا به‌معنای کاجستان يا بيشه کاج است. چامليجا، يکی از بلندترين تپه‌های استانبول در بخش آسيايی آن است و برای رسيدن به آن، بايد از روی نخستين پل آويزان روی بوسفور گذشت. بالاترين نقطه تپه، به‌شکل يک گردشگاه همگانی ساماندهی شده‌است و يک مجموعه پذيرايی به‌سبک عثمانی دارد. بيرون از گردشگاه و در ميان بيشه نيز، ميز و صندليهايی برای گردشگران کارگذاشته‌اند و با نشستن بر آنها، چشم‌اندازهای زيبايی از بخشهای گوناگون استانبول را می‌توان ديد.

گردش با قايق در بوسفور

يادآوری گردش به‌يادماندنی در تنگه بوسفور، پايان دلنشينی برای اين سفرنامه می‌تواند باشد. گردش در بوسفور، از آن سفرهايی است که به‌هيچ‌رو نبايد آن را از دست داد. قايق يا آن‌چنانکه ترکها می‌گويند اتوبوس دريايی، از اسکله سرکه‌چی به‌راه می‌افتد و از کناره آسيايی بوسفور به شمال می‌رود تا به دومين پل آويزان روی بوسفور برسد. در زير پل، برمی‌گردد و اين‌بار از نزديکی کناره اروپايی، به‌سوی اسکله بازمی‌گردد. به‌اين‌سان، در زمانی به‌درازای ۲ ساعت، رشته بی‌پايانی از ديدنيهای کناره بوسفور، از برابر چشم می‌گذرد. 

عکسهای استانبول

گالری ۱ 

گالری ۲  

گالری ۳

گالری ۴

+ يعقوب رشتچيان ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸۳
comment نظرات ()