CINEMARCH

گزارش سالانه

سال ۲۰۰۵

پيش از اين گفته، نه، نوشته‌بودم که پرونده فيلمهايی را که هر سال می‌بينم بر پايه سال ميلادی می‌شمارم. سال ۲۰۰۴ به پايان رسيد و سال نوی ۲۰۰۵ آغاز شد. اگرچه آغاز سال ۲۰۰۵، با رويداد ناگوار و تلخی چون زمين‌لرزه اقيانوس هند و مرگ ده‌هاهزار آدم همراه شد و جشنهای آغاز سال را به آيينهای سوگواری گرداند و کام همه را تلخ کرد، اما اميدوارم که دنباله آن، برای همگان خجسته باشد. سال ۲۰۰۴ اما، برای من سال فيلم و سينما نبود. اگرچه فيلمهايی که ديدم، همه برگزيده و از بهترينهای هنر فيلم بودند، اما کمتر از همه سالهای گذشته فيلم ديدم (نزديک به ۱۴۰ فيلم، که در سنجش با ميانگين ۲۰۰ فيلم سالهای پيشين ناچيز می‌نمايد) و کمتر از آن، درباره فيلم وسينما بسيار کم نوشتم. تنها يک يا دو نوشته در گاهنامه‌ها داشتم و شمار يادداشتهای سينمايی اين وبلاگ هم، به‌شکل چشمگيری کمتر از سالهای پيش بود. اين داستان از همان روزهای جشنواره فيلم فجر آغاز شد. پس از دو دهه ديدن فيلمها در جشنواره، سال گذشته ميلادی تنها سالی بود که به جشنواره نرفتم. نه‌تنها جشنواره، که پس از آن نيز در سرتاسر سال، به ديدن هيچ‌يک از فيلمهای نمايش‌داده‌شده در جشنواره هم نرفتم. به‌هر شکل، پرونده فيلمهايی که در سال ۲۰۰۴ ديدم، اگرچه با همان فيلم ساراباند، واپسين ساخته اينگمار برگمان (تا امروز) بسته‌شد، ۲۰۰۴ اما برای من سال فيلم و سينما نبود. سال ۲۰۰۵ شايد و اميدوارم که باشد.

خليج هميشه فارس

جنبش خودانگيخته و يکپارچه ايرانيان دلبسته به فرهنگ، تاريخ و شناسه‌های هميشه ماندگار اين سرزمين، به‌ويژه در گستره جهان مجازی اما بسيار کارآمد اينترنت، سرانجام به کاميابی رسيد و سياست‌بازی کودکانه National Geogrphic در زمينه نام ساختگی خليج عربی، که برخاسته از دلارهای تازيان خودگم‌کرده و تازی‌زده‌های بی‌سرزمين بود، پوچ و بيهوده از کار درآمد. بنگاه آمريکايی، در برابر توفان بنيان‌کن ايران‌دوستان تاب ايستادگی نيافت و نام دروغين خليج عربی را از روی نقشه‌های اطلس سال ۲۰۰۵ پاک‌کرد. اما خنده‌دار اين است که؛ اکنون که پيروزی به‌دست آمده‌است، همه آنان که تا ديروز ککشان هم نمی‌گزيد (و هرگز نمی‌گزد) که خليج، فارس يا عربی يا خليج تنها باشد، به‌يکباره از خواب پريده‌اند و سر آن دارند که اين پيروزی را به‌نام خود بنويسند و وانمود می‌کنند که اين کاميابی زاده واکنشهای نشان‌نداده آنهاست. بگذريم، داستان عربی کردن خليج فارس رشته درازی است که به عربگرايی جمال عبدالناصر و ... برمی‌گردد. عربهای بی‌بته، که از پس اسراييل برنمی‌آيند، هرازگاه، نغمه‌ای سازمی‌کنند تا ناکامی در برابر اسراييل را با فارس‌ستيزی و ايران‌ستيزی بپوشانند و دل خود را خوش‌سازند.

پايگاه خليج فارس از آن جاهايی در اينترنت است که آگاهيهای بسيار ارزنده‌ای درباره خليج فارس دارد و نشان‌دهنده کوششهای فراوانی است که برای هميشه فارس ماندن آن به‌کاربسته می‌شود. به‌ويژه در برگه نقشه‌های اين پايگاه، شماری از ديدنی‌ترين نقشه‌های نو و کهن‌سال خليج فارس را می‌توانيد ببينيد.

+ يعقوب رشتچيان ; ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۳
comment نظرات ()