CINEMARCH

زندگی و مرگ

زندگی باارزشتر از آن است که جدی گرفته‌شود. «اسکار وايلد»

معنای زندگی در مرگ نهفته است.
معنای زندگی با مرگ آشکار می‌شود.
زندگی راه ميانبری است به‌سوی مرگ.
زندگی تنها راه پی‌بردن به معنای مرگ است.
زندگی تنها راه پی‌بردن به معنای بيهودگی است.
زندگی گسست کوتاهی در ميان دو نيستی است.
زندگی تنها راهی است که آدم را به مرگ می‌رساند.
زندگی تنها راه پی‌بردن آدمی به نادانی خويش است.
زندگی راهی است که برای رسيدن به مرگ بايد پيمود.
زندگی پلی است برای گذر از يک نيستی به نيستی ديگر.
زندگی تکاپوی خودآزارانه آدمی است برای دستيابی به مرگ.
زندگی خط راستی است که هستی را به نيستی می‌پيوندد.
زندگی گامه کوتاهی است ميان گشودن چشم و فروبستن آن.
زندگی کوتاهترين گامه ميان دو جهان هستی و نيستی است.
زندگی کوتاهترين راه برای رفتن از اين جهان به جهان ديگر است.
زندگی زنگ تفريح کوتاه فرشته مرگ است برای خستگی در کردن.
زندگی کوشش شتابزده‌ آدمی است برای هرچه زودتر رسيدن به مرگ.
مرگ اگر نبود، هيچ‌کس تاب بردباری در برابر سختيهای زندگی را نداشت.
آدمی هرچه به مرگ نزديکتر شود، زندگی برايش ارزشمندتر ‌می‌شود.
زندگی هرچه بيشتر به‌درازا بکشد، مرگ زشت‌تر و ترسناکتر می‌شود.
زندگی آدم را پير می‌کند؛ خوبی مرگ اين است که پيری ندارد.
مرگ اگر نبود، زندگی چيز بسيار بی‌مزه‌ای از آب درمی‌آمد.
هرکس به مرگ نيانديشد، معنای زندگی را درنيافته‌است.
اگر مرگ نبود، آدمی همواره در آرزوی مردن می‌زيست.
بی‌معنايی مرگ با بيهودگی زندگی همسری می‌کند.
بی‌معنايی مرگ پاسخی به بيهودگی زندگی است.
نزديک شدن مرگ ارزش زندگی را بيشتر می‌کند.
مرگ تنها راه پی‌بردن به بيهودگی زندگی است.
بسياری کسان، از ترس مرگ، زندگی می‌کنند.
تنها به‌اميد مرگ است که می‌توان زندگی کرد.
مرگ اگر نبود، زندگی خسته‌کننده می‌شد.
تنها مرگ است که از پس زندگی برمی‌آيد.
برای اينکه نميرد، از زندگی چشم‌پوشيد.
از ترس مرگ، به زندگی خود پايان داد.
از ترس مرگ، زندگی را آغاز نمی‌کند.
مرگ تنها هدف زندگی است.
زندگی نمی‌کند تا نميرد.

+ يعقوب رشتچيان ; ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٧ آبان ،۱۳۸٤
comment نظرات ()