CINEMARCH

انديشه سبز

Growing Heart (Salvador-Dali)جامعه انسانی (جهان پيشرفته، نه ما جهان سوميها)، از آغاز روزگار نو، به‌سودای « پيشرفت »، لجام‌گسيخته به‌پيش تاخته، به زمين و آسمان چنگ‌انداخته و در پهنه دانش، فناوری، آسايش همگانی و ... به افقهای روشنی دست‌يافته‌است. اما، زمانی به‌درازای يک سده بايد می‌گذشت تا جامعه انسانی (اين‌بار نيز نه ما جهان سوميها، بلکه جهان پيشرفته) دريابد که همه آن پيشرفتها را، به‌بهای ويرانسازی زيست‌بوم خود، به‌دست‌آورده‌است.
تا پيش از رسيدن به اين دريافت، « پيشرفت »، به‌ويژه از ديدگاه اقتصاد و افزايش درآمد ملی، فرايندی بيکران انگاشته‌می‌شد؛ و طبيعت، همچون اندوخته پايان‌ناپذيری نگريسته‌می‌شد که برای شکوفايی اقتصادی، به جامعه انسانی ارزانی داشته‌شده‌است. دستامد اين نگرش، بهره‌برداری روزافزون از طبيعت و اندوخته‌های آن، تا مرز نابودی بوده‌است. درست در چنين بزنگاهی، از سالهای ميانی دهه ۱۹۸۰، دريافت نوينی شکل‌گرفت که بهداشت زيست‌بوم جامعه انسانی را، همچون پايه سوم پيشرفت می‌نگرد و انگاره « پيشرفت پايدار Sustainable Development » را، جايگزين انگاره پيشين « پيشرفت Development » ساخته ‌است.
در اين چارچوب، دريافت ژرف‌نگرانه از پيشرفت جامعه، امروزه ديگر نه بر سنجش شکوفايی اقتصادی، بلکه بر ارزيابی اين شکوفايی در پيوند با پايداری اندوخته طبيعی زيست‌بوم جامعه انسانی استوار است. از اينجاست که از دو دهه پيش، شکلهای گوناگونی از انديشه سبز، از سوی دوستداران طبيعت، پديدآمده‌است (جنبش سبز، حزب سبز، ...).
هر پيشرفتی، يکسره و تنها در پيوند با هستی آدمی (هم فردی و هم اجتماعی) و والايش آن بامعناست و پيشرفتی که (با نابودی زيست‌بوم طبيعی آفريننده و زنده‌نگه‌دارنده آدمی) هستی او را به‌خطر اندازد، نپذيرفتنی است. از سوی ديگر بايد بپذيريم که ما، تنها آدمهای شايسته زيستن نيستيم؛ و همه آنهايی که پس از ما خواهند آمد نيز، درست به‌اندازه ما، شايستگی زيست انسانی بر روی اين کره خاکی را دارند. به اين‌سان، هم‌ارز و همسنگ شمردن درخت و آدمی، نه‌تنها گزافه‌گويی نيست، بلکه نشانه‌ای از جايگاه ارزشمند طبيعت و پايداری آن، در پيوستگی هستی آدمی در جهان امروز می‌تواند باشد. تنها از اين راه است که می‌توان به آينده جامعه انسانی اميدوار بود.

+ يعقوب رشتچيان ; ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸۱
comment نظرات ()