CINEMARCH

جشنواره۲۱

جشنواره ۲۱‌ام فيلم فجر، امروز آغازشد. تا چندسال پيش، جشنواره، مهم‌ترين رويداد سينمايی در اين سرزمين بود. هر سال، بخشی از برنامه‌های نمايش فيلم، به يک پديده می‌پرداخت و دوستاران فيلم و سينما را، شوری در سر بود؛ سالی، گردايه فيلمهای تارکوفسکی يا برسون يا ... و سالی ديگر فيلمهای ميزوگوچی يا کوروساوا، از آن رويدادهايی است که هر سينمادوستی را، تکان‌می‌داد. در بخش فيلمهای ايرانی نيز، اگرچه شمار فيلمهای ارزشمند از شمار انگشتان يک‌ دست فراتر نمی‌رفت، اما ديدن تازه‌ترين آثار فيلمسازان نامدار و شناخته‌شده خودی، دلگرم‌کننده بود. از سه‌چهار سال پيش به اين‌سو اما، جشنواره انگار روی دست همه مانده‌است؛ و سال پشت سال، شماری فيلم، با بهانه‌ها و دستاويزهايی چون بزرگداشت فلان و ...، بخش بزرگی از برنامه جشنواره را پرمی‌کنند.
جشنواره ۲۱‌ام به‌ويژه، از اين ديدگاه نمونه‌ای بی‌همتاست: انگار هيچ‌يک از فيلمسازان شناخته‌شده، ديگر انگيزه فيلمسازی (دست‌کم برای جشنواره) ندارند. از سينمای جهان هم، بايد به دو يا سه فيلم دلخوش باشيم. جشنواره هنوز هم، مهم‌ترین رویداد سینمایی این سرزمین است. اما این مهم‌ترین رویداد، اگر امروزه دیگر چندان چنگی به‌دل نمی‌زند، گناه از چرخ روزگار است و ... با این‌همه، جشنواره هنوز هم، برای بسیار کسان، رویدادی یگانه است، به‌ویژه برای آنها که به‌دور از هرگونه دریافت اندیشگرانه از فیلم و سینما، به‌دنبال کاروکاسبی خود هستند. برای نمونه، این‌همه پایگاههای اینترنتی، با انبوه آگاهیهای نادرست و ارزیابیهای آن‌چنانی فیلمهای بی‌ارزش، می‌کوشند تنور جشنواره را، تا می‌توانند داغترکنند. تنها از یک نمونه يادمی‌کنم؛ و تو حديث مفصل بخوان ... برتران تاورنيه، فيلمساز نامی فرانسه، فيلمی دارد به‌نام Death Watch به‌معنای تماشای مرگ (۱۹۸۰). در فيلمشناسی تاورنيه در يکی از همان پايگاهها، نام فيلم، ساعت مرگ آمده‌است. کسی باید به این دوست ناشناس بگويد؛ درست است که يکی از معناهای واژه watch، ساعت است، اما نه ساعت به‌معنای زمان، بلکه آن ابزاری که زمان را نشان‌می‌دهد و مچی و ديواری و روميزی و ... هم دارد. با جشنواره خوش‌باشيد.

+ يعقوب رشتچيان ; ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸۱
comment نظرات ()