CINEMARCH

معماری بی‌معمار

آدمی، از آن زمان که آدم ناميده‌شده، گروهی زيسته؛ و آدم‌بودن، همواره در همزيستی گروههای کوچک و بزرگ آدمها معنا يافته‌است. از اين‌رو، در هر سخنی درباره زيستگاه آدمی، همواره با انگاره‌ای از بافت (شهری يا روستايی) سروکار داريم؛ که از همنشينی شماری يکان زيستی پايه (خانه) شکل‌گرفته‌است. بافت، معماری کلانی است که ارزشهای فضايی - کالبدی آن، از گردايه (مجموعه) ارزشهای معمارانه يکانهای شکل‌دهنده آن (تک‌ساختمانها، يادمانها، خانه‌ها، ...) فراتر می‌رود و ويژگيهايی را پيش رو می‌گذارد که در هيچ‌يک از يکانهای سازنده بافت يافتنی نيست.
با بررسی ويژگيهای معمارانه تک‌ساختمان، به‌دشواری بتوان به چندوچون سامان اجتماعی - اقتصادی - سياسی جامعه پديدآورنده آن دست‌يافت؛ اما ويژگيهای بافتی زيستگاههای آدمی، به آيينه روشنی همانند است که سازوکار زندگی گروهی جای‌گرفته در کالبد بافت را بازمی‌تاباند. از سوی ديگر، بافت زيستگاهی - خواه کهن يا امروزی - گستره نموديابی معماری بی‌معمار است. نمونه‌های انگشت‌شمار بافتهای ازپيش طراحی شده امروزی به‌کنار، بافت زيستگاهی آفريده شيوه‌های همزيستی گروهی آدميان است و نه فرآورده انديشه‌های معمارانه. از اين‌رو، اگر امروزه در بخشهای تازه‌ساز شهرها و روستاها، بافتهای زيستگاهی (چه‌بسا آن شمار ناچیز ازپیش طراحی‌شده هم)، در نبود همه ارزشهای شناخته‌ شده پيشين، چيزی بيش از انباشت ساده و بی‌معنای شماری يکان زيستی جداازهم و نابسته از کاردرنمی‌آيد، با پديده‌ای روبه‌رو هستيم که زاده فروپاشی چارچوبهای زندگی گروهی در جهان امروز ماست. بایسته ازمیان برداشتن این پدیده ناخوشایند، بازنگری بنیادی در شیوه زندگی امروزی و برپاداشتن دوباره چارچوبهای فروریخته زیست گروهی پیشین در راستای پاسخگویی به نیازهای امروزی است. اما گام نخست در این بازنگری، بازگشت اندیشگرانه به نمونه‌های پیشین و فراگیری آموزه‌های نهفته در آنهاست.
در گوشه‌وکنار این سرزمین، نمونه‌های کم‌مانند و شگفت‌انگیزی از معماری بی‌معمار بافتهای زیستگاهی را می‌توان‌یافت. پرداختن به ارزشهای معماری - زیباشناختی بافتهای کهن شهرهای شناخته‌شده و تاریخی، به نوشته‌ای دیگر نیاز دارد و از آن می‌گذرم. اما روستا - شهرها و روستاهای کم‌وبیش آشنایی مانند ماسوله، ابیانه، کندوان و میمند نمودهای شگرفی از ارزشهای بافتی و ویژگیهای زیباشناختی را، پیش رو می‌گذارند. ماسوله و ابیانه، نمودهایی از معماری بی‌معمار ساخته دست آدمی هستند؛ میمند و کندوان اما، سویه دیگری از معماری بی‌معمار را به‌نمایش می‌گذارند که بر بهره‌گیری بهینه از آنچه طبیعت در برابر آدمی نهاده، استوار است. در هر دو نمونه، مکان معمارانه و بافت زیستگاه، در دل سنگهای کوهستان کنده‌شده و شکل‌گرفته‌است. کندوان به‌ویژه، نمونه شگفت‌انگیزی از معماری غارنشینی Troglodytism است و در بخش دوم اين نوشته به آن خواهم‌پرداخت.

+ يعقوب رشتچيان ; ٩:۱٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۱
comment نظرات ()